خطاب حضرت مهدی (عج ) به یاران خود در عصر غیبت:

... و این را بدانید استقامت در این مسیر و دوران پر گناه و ظلم و جور از

هزار بار شمشیر زدن در جنگ های جدم حضرت محمد ( ع ) با ارزش تر است

... شما باید انتظار بکشید

البته انتظار واقعی در فعالیت شماست...



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : چهارشنبه 24 دی 1393
ظهور امام زمان در سیمای جوانان
-- از امام حسن علیه السلام روایت شده که فرمود:« خداوند عمر مهدی علیه السلام را در دوران غیبتش طولانی می‌گرداند. آن‌گاه با قدرت خود، او را به صورت مردی چهل ساله یا کمتر ظاهر می‌گرداند تا مردم بدانند که خداوند بر هر چیزی قادر است.»

-- ازدی می‌گوید: من و ابوبصیر و علی بن عبدالعزیز خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدیم. من به امام عرض کردم:« آیا تو صاحب ما (امامی که قیام می‌ کند) هستی؟» امام علیه السلام فرمود:« من صاحب شما باشم ؟!» آن گاه پوست بازوی خود را گرفت و کشید و فرمود: « من پیرمرد هستم و صاحب شما جوان است.»

-- ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت می‌کند که فرمود: « اگر قائم علیه السلام ظهور کند، بسیاری از مردم او را انکار می‌کنند زیرا به صورت جوانی رشید و متعادل ظهور کرده. هیچ‌کس او را باور نمی‌کند مگر مؤمنانی که خداوند در عالم ذرّ، از آنها پیمان گرفته است.»

-- امام صادق علیه السلام در روایت دیگری نیز فرمود:« از بزرگ‌ترین امتحان‌های الهی این است که مهدی علیه السلام به صورت مردی جوان ظهور می‌کند در حالی که مردم گمان می کنند او پیرمرد کهنسالی است.»

-- ریان بن صلت به امام رضا علیه السلام عرض کرد: « آیا تو صاحب امر هستی؟»

امام علیه السلام فرمود: « من صاحب امر هستم، ولی کسی نیستم که زمین را از عدل پر می‌کند، آن‌طور که از ظلم پر شده است. چگونه می‌توانم آن کس باشم در حالی که خودت ضعف بدن مرا می‌بینی؟ قائم علیه السلام کسی است که هنگام ظهور، سن پیرمردان و سیمای جوانان را دارد. »

-- در حدیث دیگری از امام رضا علیه السلام درباره نشانه حضرت مهدی هنگام ظهور سئوال شد. امام پاسخ فرمود: « نشانه او این است که سالخوردگان و قیافه جوانان را دارد، به طوری که در چشم مردم چهل‌ساله یا کم‌تر دیده می‌شود. نشانه‌ی دیگرش این است که با گذشت شب و روز پیر نمی‌شود تا اجلش فرا می‌رسد. »

منابع :

بحار الانوار 52 / 322 حدیث 30

کمال الدین ص 285 حدیث 16

بحار الانوار 51 / 132 حدیث --------- کمال الدین

بحار الانوار 52 / 280 حدیث50

بحار الانوار 52 / 287 حدیث 24 و 23 - ص 385 حدیث 196
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : چهارشنبه 24 دی 1393
اصلاح جامعه‏
اصلاح جامعه‏
فرج، يعنى نصرت و پيروزى، و مقصود، پيروزى حکومت عدل علوى بر حکومت‏هاى کفر و شرک است.
بنابراين، انتظار فرج، يعنى انتظار تحقق يافتن اين آرمان بزرگ و جهانى و منتظر حقيقى، کسى است که در حقيقت، خواهان تشکيل چنين حکومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و واقعى است که شخص منتظر، عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد. و گرنه، انتظار فرج، در حد يک ادعا و شعار بى‏محتوا خواهد بود. از اين‏رو، در روايات آمده است که انتظار فرج، خود فرج است؛ زيرا کسى که حقيقتاً منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تأسيس حکومت عدل گستر اوست، زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مى‏سازد و او انسانى است که حضور و غيبت امام، در نحوه رفتار و سير و سلوکش تفاوتى ندارد و قبل از تشکيل حکومت عدل، او چنين حکومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است. بنابراين، انتظار فرج حقيقى، ريشه در معرفت به حق، عدل، ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مى‏گردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى، با لفظ و شعار به دست نمى‏آيد و با بى‏تفاوتى و بى‏اعتنايى نسبت به مقدسات دينى و رسالت‏هاى انسانى، در تعارض و تناقض است.
انتظار فرج، داراى ويژگى‏ها و معانى زير است:
الف) معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى فضيلت.
ب) ايمان به امامت رهبرى الهى و عدالت پيشه.
ج) عشق به عدالت و ارزش‏هاى انسانى.
ه) اميد به آينده‏اى روشن و نويد بخش.
ک) تلاش براى برقرارى حکومتى عدل پيشه و عدل گستر.
ح) رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى.
خ) داشتن روحيه تعهد و مسؤوليت‏پذيرى.
اين نوع انتظار فرج است که برترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و چنين کسى، هر گاه در زمان غيبت، از دنيا برود، به منزله کسى است که پس از ظهور حضرت حجت عليه‏السلام، زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد کرده است.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : چهارشنبه 24 دی 1393
منتظریم

دیریست که ما منتظر روی تو هستیم

دیریست که ما منتظر روی تو هستیم

   ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم

     دیریست که دلداده ما خانه نشین است

    جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است

         پلک دلم امشب به نبودت پر درد است

      این فصل کبود از غم هجران تو سرد است

         ای ساقی دلهای جهان مست نگاهت

   این ماه فرومانده ز چشمان سیاهت

     دیریست که ما منتظر و خانه بدوشیم

        وقتی که قمر نیست همه تا رو خموشیم

    ای صاحب این ثانیه ها پس تو کجایی

      فهمیده ام این جمعه گذشت و نمی یایی

      دیریست که در جمعه همه مست غروییم

  از ناله پریم وغزل سنگ و رسوبیم

امام زمان

رها کنید دگر صحبت مداوا را

فراق اگر نکشد ، وصل می کشد ما را

تمام عمر تو ما را نظاره کردی و ما

ندیده ایم هنوز آن جمال زیبا را

شراره های دلم اشک شد ز دیده چکید

ببین چگونه به آتش کشید، دریا را

قسم به دوست که یک موی یار را ندهم

اگر دهند به دستم ، تمام دنیا را

به شوق انکه ز کوی تو ام نشان آرد

به چشم خویش کشیدم غبار صحرا را

جنون کشانده به جایی مرا که نشناسم

طریق کعـبه و بتخانه و کلیسا را

تمام عمر به خورشید و ماه ناز کنم

اگر به خانه تاریک من نهی پا را

نسیم صبح ز راهی که امدی برگرد

ببر سلام ز من آن عزیز زهرا را


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : چهارشنبه 24 دی 1393
post

مقدمه

ايمان به قيامت از مهمترين باورهاى دينى است كه همه پيامبران بر آن تأكيد داشته‏اند و مسئله معاد، بعد از ايمان به خداوند ركن اساسى مكتب انبيا مى‏باشد.

اثبات قيامت؛ ايمان به قيامت؛ اهوال روز محشر؛ ميزان و سنجش اعمال؛ وضعيت نيكان و بدان در قيامت؛ پاداشها و كيفرهاى آخرت؛ برخى از نشانه‏هاى قيامت و...، از مباحث مهمّى است كه در بسيارى از سوره‏هاى قرآن كريم بيان گرديده است.

از نكات دقيق و حسّاسِ اعتقاد به قيامت آن است كه ايمان به عالم آخرت و يقين به زندگى پس از مرگ؛ بينش انسان را در اين دنيا شكل مى‏دهد و كارهاى او را هدفمند مى‏سازد. در اعماق وجود او تأثير مى‏گذارد و حسّ مسؤليت را در ضمير افراد بشر بيدار مى‏كند و آنان را به‏سمت درست‏كارى و نوع دوستى و مكارم اخلاق سوق مى‏دهد. بنابراين افراد به ميزان اعتقاد باطنى كه به ثواب و عقاب الهى دارند از گناه و آلودگى بر كنار مى‏مانند.

باور داشتن ظهور يعنى ايمان به جزاى اعمال در اين دنيا كه نيكان و بدان نتيجه اعمال خود را خواهند ديد و پاداش و كيفر خويش را خواهند چشيد.

ايمان به ظهور و قيام حضرت بقيةاللَّه و برپايى حكومت عدل و داد همه جانبه آن جناب در سراسر جهان نيز از اركان اساسى عقايد دينى است كه در تمامى كتب آسمانى از آن ياد شده و بر آن تأكيد گرديده است، چنانكه خداوند مى‏فرمايد: «وَلَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ اَنَّ الْاَرْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ»؛(1) و به راستى كه ما در زبور، پس از ذكر ثبت كرديم كه همانا زمين را بندگان شايسته من به ارث خواهند برد.

همچنين اعتقاد به امام عصر و شناخت ويژگيهاى دوران قيام و برپايى حكومت آن حضرت در زندگى انسانها همان تأثير - بلكه از جهاتى آثار قويتر و نافذترى - برجاى مى‏گذارد. يأس و نااميدى را از دلها مى‏زدايد و تحرّك و نشاط را در مغزها پديدار مى‏سازد و دستها را در پى دلها به فعالّيت و تلاش و پشتكار وامى‏دارد.

باور داشتن ظهور يعنى ايمان به جزاى اعمال در اين دنيا كه نيكان و بدان نتيجه اعمال خود را خواهند ديد و پاداش و كيفر خويش را خواهند چشيد. پاكان و صالحان حكومت را به دست خواهند گرفت و شرك و كفر و الحاد و نفاق را از ميان برمى دارند و بساط ستمگران و بدكاران را برمى‏چينند و عدل و داد مطلق بر سراسر گيتى حكم فرما خواهد شد.

از اينرو صحنه‏هاى قيامت با هنگامه ظهور حضرت حجت از جهات گوناگون مشابه يكديگرند كه در اين مجموعه خلاصه‏اى از شباهتها را كه از تفسير و تأويل آيات قرآن برگرفته شده است در قالب 14 مقاله تقديم خواهد شد. درپي عناوين موضوعات و چکيده ي مقالات اين مجموعه را مي توانيد ببينيد:

 

1 - اجتماع بزرگ

هنگام‏ظهور حضرت بقيةاللَّه ياران و شيعيان آن جناب از گوشه و كنار جهان نزد او اجتماع مى‏كنند و به ياريش مى‏شتابند. اين اجتماع بزرگ

2 - آن رويداد حتمى است

مژده‏ظهور امام عصر و برقرارى حكومت جهانى عدل و داد به دست آن حضرت، با بيانى محكم در آيات و احاديث آمده است و آن را وعده‏اى حتمى و تخلّف‏ناپذير توصيف نموده‏اند، چنانكه

3 - ناگهانى خواهد بود

در احاديث تأكيد شده كه زمان قيام حضرت مهدى  نامعلوم است و هنگامه ظهور ناگهانى است و خداوند امر قيام آن حضرت را به شبى سامان مى‏بخشد. به چند حديث در اين باره

4 - برانگيخته شدن مردگان

در زمان‏ظهور حضرت‏بقيةاللَّه جمعى از اموات‏مؤمنان به اذن خداوند زنده مى‏شوند و به زندگى دنيا باز مى‏گردند و اين امر چنان واضح و مسلّم است كه در برخى از دعاهاى مشهور به صورت يكى از حوايج و خواسته‏هاى مهم شيعيان و منتظران ياد شده است. به نمونه‏اى از احاديث

5 - نزديك بودن آن حادثه بزرگ

در تفسير و بيان آياتى چند از قرآن كريم نزديك بودن زمان ظهور حضرت بقيةاللَّه - ارواحنا فداه - روايت شده است، همان گونه كه بر نزديك بودن وقوع قيامت در آيات قرآن تأكيد گرديده است

6 - فرمانروايى مطلق خداوند

در هر زمانى قدرت الهى جلوه‏هايى دارد كه خردمندان از شناخت رموز و اسرار آن عاجزند و زورمندان در برابر اراده او فرومانده‏اند. ليكن قدرت نمايى كامل و فرمانروايى مطلق در هنگامه ظهور حضرت قائم  آشكار مى‏گردد كه همه مردمان در برابر فرمان خداوند خاضع و تسليم خواهند بود و بساط زورمندان و ستمكاران برچيده خواهد شد.

7 - عذاب بزرگ

از جمله شباهتهاى دوران ظهور حضرت بقيةاللَّه - ارواحنا فداه - به عرصه‏هاى رستاخيز؛ كيفرهاى بزرگ و سختى است كه براى بدكرداران مقرر گرديده است. زيرا در هر دو هنگام، فرصت جبران و بازگشت از دست رفته و مهلت توبه پايان يافته است.

8 - ايّام‏اللَّه

از مفاهيم بلند و پربار قرآن كريم عنوان ايّام اللَّه است كه در دو آيه به كار رفته است.

ايّام اللَّه؛ روزهايى است كه قدرت و عظمت خداوند در آنها به طور كامل نمودار گرديده و نيروهاى مردم بى اثر مانده و از كار افتاده است. از جمله شباهتهاى دوران ظهور حضرت بقيةاللَّه به قيامت؛ آن است كه هر دو هنگام، مهمترين و روشنترين مصاديق ايّام اللَّه به شمار آمده‏اند.

9 - يوم الخروج

از مفاهيم بلند قرآنى كه مشتمل بر يكى از شباهتهاى هنگامه ظهور حضرت بقيةاللَّه به صحنه قيامت است؛ يوم الخروج است. يوم الخروج فقط يك بار در قرآن كريم ياد شده و راجع به آن سه تفسير بيان گرديده است: زمان اقدام مسلّحانه حضرت امام قائم‏عليه السلام؛ دوره رجعت و بازگشت جمعى از اموات به جهان؛ بيرون آمدن تمامى مردگان از قبرها در قيامت.

10 - يوم موعود

ظهور و برپايى دولت حقّه امام عصر وعده بزرگ الهى است كه همواره توسط انبياء و اولياء و همچنين در آيات قرآن كريم مورد تأكيد واقع گرديده است

11 - روز جدايى حق جويان از اهل باطل

از ويژگيهاى دوران ظهور حضرت ولىّ عصر آن است كه مؤمنان و حق جويان از اهل باطل جدا مى‏شوند. چنانكه در احاديث آمده است. على‏عليه السلام فرمود: منادى در ماه رمضان از ناحيه مشرق هنگام سپيده دم ندا مى‏دهد؛ اى اهل هدايت! جمع شويد. و يك منادى از سوى مغرب پس از ناپديد شدن سرخى شفق فرياد مى‏كشد؛ اى اهل باطل! جمع شويد.

12 - عقوبت فراگير

دوران ظهور حضرت بقيةاللَّه هنگام ريشه كن شدن كفّار و ظالمين است، و دست انتقام الهى همه كج انديشان و بدكرداران را فرا مى‏گيرد. در دعايى چنين آمده است: به او (امام عصر) الهام كن تا هيچ پايه‏اى از آنان (دشمنان) را بر جاى نگذارد، مگر اين كه آن را ويران سازد...

13 - خوارى و رسوايى مجرمان

از ويژگيهاى‏مهم هنگامه‏ظهور حضرت ولىّ عصر خوارى و زبونى و ذلّت كافران و ناپاكان است.

امام باقرعليه السلام فرمود: هرگاه قائم‏عليه السلام بپاخيزد ايمان را بر هر ناصبى عرضه مى‏كند. اگر به طور حقيقى آن را پذيرفت (كه هيچ)، وگرنه گردنش را مى‏زند. يا اينكه...

14 - يوم الدّين

واژه يوم‏الدّين سيزده بار در قرآن كريم ياد شده و به دو معنى تفسير گرديده است. اوّل: روز قيامت؛ دوّم: هنگام ظهور حضرت مهدى.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : چهارشنبه 24 دی 1393
بياييم و بازگرديم(تا كي؟)

خوف و خشیت

بهشت

اى عزیز! از خداوند عزّ و جلّ بترس و عظمت و جلال الهى را در نظر دار و پیوسته در احوال روز حساب بينديش ، و انواع عذاب الهی را بياد آور .

مرگ و صُعُوبت (سختی) عالم برزخ و مؤاخذه روز قیامت را تصوّر نما، و آیات و اخبار در باب جنّت و نار(بهشت و جهنم)، و احوال خائفین(خداترسان) از اَخْیار (خوبان) را مشاهده كن و بدان كه هر قدر معرفت بنده به عظمت و جلال پروردگار بیشتر و به عیوب خود بیناتر باشد، ترس او از خدا زیادتر مى شود.

و از این جهت است كه حق تعالى خوف و خشیت [خود] را نسبت به علماء داده چنانچه فرموده: اِنَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ يعنی اين است و جز اين نيست که از ميان بندگان، دانشمندان از خدا باک دارند.(1)

و رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: ترس من از خدا بیشتر است از همه(2) چرا که او سرآمد همه دانشمندان است.

پس ای بنده خدا از خدا بترس و خشيت را زيور جان قرار ده که اين زيبایی ، مقامت را درخشان سازد ، چنانکه نزد مردمان صلابتی همراه تو گردد که محبوب دلها گردی و معشوق معبود چه آنکه فرمود «من عشقنی عشقته» چون شيفته من شد به او عشق می ورزم

خدمت آن حضرت عرضه داشتند كه چه زود پیر شدید. فرمودند: مرا پیر كرد سوره «هود» و «واقعه» و «مرسلات» و «عمّ یتسائلون»(3) كه در آنها احوال قیامت و عذاب بر امّت هاى گذشته ذكر شده است.

و اگر ندیده اى، شنیده اى حكایت خوف انبیاء و مُقَرَّبین و  ناله های و غَش هاى حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) و تضرّع و مناجات حضرت سیّد السّاجدین(علیه السلام) را.

پس ای بنده خدا از خدا بترس و خشيت را زيور جان قرار ده که اين زيبایی ، مقامت را درخشان سازد ، چنانکه نزد مردمان صلابتی همراه تو گردد که محبوب دلها گردی و معشوق معبود چه آنکه فرمود «من عشقنی عشقته» چون شيفته من شد به او عشق می ورزم.

و چون خوف و خشيت را زيور خويش ساختی، در زمره سايندگان جبين به در گاه چاره ساز درآیی و آن هنگام بر چهره ات تلالوئی آيد که قرآن نيز بدان اشارت فرموده « مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا (4) يعنی محمّد [صلی الله عليه  وآله‏] فرستاده خداست‏؛ و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند؛ پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى‏بينى در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است‏؛ اين توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است‏، همانند زراعتى كه جوانه‏هاى خود را خارج ساخته‏، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده است و بقدرى نموّ و رشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامى‏دارد؛ اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد [ولى‏] كسانى از آنها را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظيمى داده است‏.

مومنان؛ خداترسانی هستند که فقط برای رضای او گام بر می دارندو برای خشنودی او سر بر زمين می سايند و در آستان ربوبی او به تضرع بر می خيزند چنانکه آيه های کريمه به خوف و خشيت آنان اشارت دارد

مومنان؛ خداترسانی هستند که فقط برای رضای او گام بر می دارندو برای خشنودی او سر بر زمين می سايند و در آستان ربوبی او به تضرع بر می خيزند چنانکه آيه های کريمه به خوف و خشيت آنان اشارت دارد.

سجده

سوره انعام آيه 51 «وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ» يعنی و به وسيله آن [قرآن‏]، كسانى را كه از روز حشر و رستاخيز مى‏ترسند، بيم ده‏! [روزى كه در آن‏،] ياور و سرپرست و شفاعت‏كننده‏اى جز او [= خدا] ندارند؛ شايد پرهيزگارى پيشه كنند! 

مومنان که اهل خشيتند از نزديکان خويش دلجویی می کنند چرا که دلجویی از صاحبان حق راه نزديکی به خدا را هموار سازد به اين ايه توجه نماييد.

 سوره رعد آيه 21 «وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ » يعنی و آنها كه پيوندهايى را كه خدا دستور به برقرارى آن داده‏، برقرار ميدارند؛ و از پروردگارشان مى‏ترسند؛ و از بدى حساب [روز قيامت‏] بيم دارند... 

و اهل خشيتند که به اجرای فرامين الهی کمر همت می بندند .

سوره نحل آيه 50 «يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ » يعنی آنها [تنها] از [مخالفت‏] پروردگارشان‏، كه حاكم بر آنهاست‏، مى‏ترسند؛ و آنچه را مأموريت دارند انجام مى‏دهند. 

جانا پس با خوف و خشيت از او وسيله ای بخواه تا به جانان رسی «أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا» يعنی : كسانى را كه آنان مى‏خوانند، خودشان وسيله‏اى [براى تقرب‏] به پروردگارشان مى‏جويند، وسيله‏اى هر چه نزديكتر؛ و به رحمت او اميدوارند؛ و از عذاب او مى‏ترسند؛ چرا كه عذاب پروردگارت‏، همواره در خور پرهيز و وحشت است‏!  ‏ (سوره اسراء آيه 57)

 

 

برگرفته از سایت تبیان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : چهارشنبه 24 دی 1393
post

کوتاه ترین بهار عصمت

شهادت حضرت زهرا

مدینه در انتظار وقوع فاجعه ای سترگ بود و پیامبر در انتظار تحقق وعده ای الهی.

او اینک در آستانه مرگ ایستاده است، کسان و بستگانس همه گرداگرد او، ملتهب و در تاب و تب.

دخت یگانه اش اما از همه بی تابتر.

افول ستاره های اشک بر آسمان گونه زهرا(س) تنها صحنه دلخراشی بود که بیش از هر چیزجان پیامبر(ص) را می آزرد.

براستی چه سخت وغم انگیزاست که کسی پاره ای از وجودش را، میوه دلش را، غرق در طوفان اشک و اه ببیند و طاقت بیاورد.

او اگر لب فرو می بست و به اشاره و ایمایی فلب دختر را آرام نمی ساخت بیم آن بود که مرغ روح از سینه زهرا به آسمان پر کشد.

پس باید چیزی بگوید تا خود و دختر را از این رنج جانگزا برهاند.

سخن که به اینجا رسید پیامبر پرده از رازی گشود که چون مرهمی تسلی بخش، دریای متلاطم جان فاطمه را به ساحل آرامش برد.

به سختی سر مبارکش را به سوی فاطمه چرخاند و با اشاره چشم او را نزد خود فرا خواند.

با آستین محبت سیلاب اشک را از گوشه چشمان فاطمه سترد.

آنگاه فرمود:

- نور چشم پدر! پاره جگرم!

این همه بی قراری برای چیست؟

این گریه ها عاقبت تو را خواهد کشت.

بیش از این بر جگر سوخته پدر آتش نزن!

آیا برای چیزی گریه می کنی که از آن گریزی نیست؟

فاطمه اما در میان گریه و بغض پاسخ داد:

-پدر!چگونه چیزی را از من می خواهی که از داشتن آن ناتوانم؟!

من چگونه می توانم باری را بر دوش کشم که کوهها از برداشتن آن ناتوانند؟!

نه پدر! این را از من مخواه!

سخن که به اینجا رسید پیامبر پرده از رازی گشود که چون مرهمی تسلی بخش، دریای متلاطم جان فاطمه را به ساحل آرامش برد.

پس از آن، نگاه حاضران بود که با تعجب به هم گره می خورد.

خدایا! پیامبر مگر چه گفت که این چنین فاطمه را آرام کرد.

او مهر از سر کدام راز برگرفت که چون آبی خنک بر کویر سوزان دل فاطمه بارید؟

آری! آنچه آن روز از گلوی پیامبر بر گوش فاطمه تراوید وعده دیداری دوباره بود.

گفته بود تو زودتر از دیگران به آغوش پدر باز خواهی گشت...

... روزها از پی هم می گذشتند و فاطمه همچنان وعده پدر را انتظار می کشید.

اما بالاخره آن روز هولناک رفته رفته از راه رسید...

او اگر لب فرو می بست و به اشاره و ایمایی فلب دختر را آرام نمی ساخت بیم آن بود که مرغ روح از سینه زهرا به آسمان پر کشد.

...امروزهفتاد و پنج روز است که از آن ماجرای وفات پدر می گذرد.

بانو از صبح فرموده بود تا ندیمه اش، اسماء بنت عمیس، بسترش را بر وسط  اتاق بگستراند.

فرزندانش را یکایک بوسید و برای آخرین بار موهایشان را خود آراست.

افسوس که چه زود گمان بچه ها که می پنداشتند مادر بهبود یافته است فرو ریخت.

از همه دلخراشتر لحظه وداع فاطمه با علی بود.

خدایا، علی با فقدان فاطمه چگونه سر کند؟

این همه بارمصیبت و رنج را کجا برد؟

سنگینی بار این فراق شانه های کوه علی را فرو خواهد شکست.

اما مگر کسی را یارای آن است که در برابر مشیت  الهی بایستد! او قضای خویش را پیش خواهد برد.

دم دمای غروب بود که فرشته مرگ، درب خانه علی را کوبید.

و ازاین پس علی بود و تنهایی!

شب بود و یک سینه فریاد مولا بر حلقوم چاه!


نوشته ی: شکوری _ کارشناس گروه دین و اندیشه


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : چهارشنبه 24 دی 1393
ديدار
ناگاه سيّد بزرگواري را ديدم كه به سيماي علما بود. او به تمام ما في‌الضمير من خبر داد و گفت: بلادي كه در جزيرة خضرا، است صحيح مي‌باشد. سپس فرمود آيا مي‌خواهي به چشم خود ببيني تا عبرتي براي تو و ساير اولي‌الابصار باشد؟ پس چشمت را باز كن. نگاه كردم و از آيات الهيّه، شهر و بلدي را ديدم كه خانه‌هاي آن از هم دور و طرف راست و چپ آن از درخت‌ها و گل‌ها سبز و خرّم بود.

 
 
 
 
 
 
 
بقيه در ادامه مطلب
 
 
 
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : چهارشنبه 24 دی 1393
پرهيز از افراط و تفريط
پرهيز از افراط و تفريط:

امام زمام (عج) در توقيعي مي فرمايند:

«تقوا پيشه کنيد، تسليم ما باشيد و کار را به ما واگذاريد که بر ماست شما را از سرچشمه سيراب بيرون آوريم چنانکه بردن شما به سرچشمه از سوي ما بود ... به سمت راست ميل نکنيد و به سوي چپ نيز منحرف نشويد.» (1)

 

توجه به آن حضرت همراه با محبت

امام زمان (ع) در توقيع شريفي خطاب به شيعيان مي فرمايند: «توجه خود را همراه با محبت و دوستي به سوي ما قرار دهيد و در مسير دستورات روشن و قطعي دين حرکت کنيد که همانا من براي شما خيرخواهي مي کنم و خداوند گواه است بر من و شما و اگر نبود علاقه ما به نيکو بودن شما و رحمت و مهربانيمان بر شما، به سخن گفتن با شما نمي پرداختيم.»(2)

 

ولايت حضرت علي (ع)

در تشرف مرحوم علي بغدادي (ره) در مسير کاظمين، ايشان پرسش هايي را از محضر امام زمان (ع) مي پرسد از جمله مي گويد:

پرسيدم: «روزي نزد مرحوم شيخ عبدالرزاق که مدرس حوزه بود، رفتم. شنيدم که بر روي منبر مي گفت: کسي که در طول عمر خود روزها روزه باشد و شب ها را به عبادت به سر برد و چهل حج عمره بجاي بجاي آورد و در ميان صفا و مروه بميرد ولي از دوستداران و محبان و مواليان اميرالمؤمنين (ع) نباشد براي او چيزي محسوب نمي شود.» امام زمان (ع) فرمودند: «آري والله براي او چيزي نيست.»

 

توسل به حضرت زينب (ع) جهت تعجيل در فرج

در تشرف آقا شيخ حسن سامرايي (ره) در سرداب مقدس، حضرت فرمودند: «به شيعيان و دوستان ما بگوييد که خدا را قسم دهند به حق عمه ام حضرت زينب (ع) که فرج مرا نزديک گرداند.» (3)

 

عرضه اعمال به محضر مقدس امام زمان (عج)

در تشرف مرحوم شيخ محمد طاهر نجفي (ره) خادم مسجد کوفه، حضرت مي فرمايند: «آيا ما شما را هر روز رعايت نمي کنيم؟ آيا اعمال شما بر ما عرضه نمي شود؟»

 

شيعيان چرا ما را نمي خواهند؟!

مرحوم حاج محمد علي فشندي تهراني (ره) مي گويد که در مسجد جمکران سيدي نوراني را ديدم، با خود گفتم اين سيد در اين هواي گرم تابستاني از راه رسيده و تشنه است ظرف آبي به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: آقا! شما از خدا بخواهيد تا فرج امام زمان (ع) نزديک گردد. حضرت فرمودند: «شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نمي خواهند. اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما مي رسد.»

 

اخلاص در عمل

يکي از علماي بزرگ اصفهاني مي گويد: «شبي در عالم رؤيا امام زمان (ع) را ديدم. به ايشان عرض کردم چه کنم که به شما نزديک شوم؟» فرمودند: «عملت را عمل امام زمان (ع) قرار بده.» من به ذهنم رسيد که يعني در مورد هر کاري ببين اگر امام زمان (ع) اين کار را مي کند تو هم انجام بده. پرسيدم: «چه کنم که در اين امر موفق باشم؟!» فرمود: «الاخلاص في العمل؛ يعني، در کارهاي خود اخلاص داشته باش.»(4)

 

بردباري و شکيبايي

در تشرف مرحوم سيد کريم پينه دوز (ره) از اخيار تهران که در خانه اجاره اي زندگي مي کرده است و با پايان يافتن مدت اجاره دچار رنج و زحمت مي گردد ضمن اينکه به او بشارت مي دهند، نگران نباشيد منزل درست مي شود مي فرمايند: «دوستان ما بايد در فراز و نشيب ها شکيبا و بردبار باشند.»(5)

 

تحصيل معارف اهل بيت (ع)

مرحوم آيت الله ميرزا مهدي اصفهاني (ره) که سال ها در نجف اشرف نزد علماي بزرگ دانش آموخته بود و اجازه اجتهاد از مرحوم آيت الله ناييني (ره) داشت و به دنبال درک حقايق، مباحث فلسفه را نزد استادان فن تا بالاترين رتبه خوانده بود؛ مي گويد: «ديدم دلم آرام نگرفته و به درک حقايق عالم توفيق نيافته ام. رو به عرفان آوردن و مدتي از محضر استاد عارفان و سالکان آقا سيد احمد کربلايي (ره) استفاده مي کردم تا از نظر ايشان به حد کمال قطبيت و فناء في الله رسيدم. اما ديدم اين مطالب و اين رفتارها با ظواهر قرآن و سخنان اهل بيت عليهم السلام موافق نيست و به آرامش و اطمينان قلب نرسيده بودم.» مرحوم ميرزا مهدي اصفهاني (ره) تنها راه نجات را در توسل به پيشگاه حضرت مهدي (ع) مي بيند، به همين جهت مي گويد: «خود را از بافته هاي فلاسفه و افکار عرفان خالي کردم و با کمال اخلاص و توبه به آن حضرت توسل پيدا کردم. روزي در وادي السلام نزد قبر حضرت هود و صالح عليهماالسلام در حال تضرع و توسل بودن که حضرت صاحب الزمان (عج) را مشاهده کردم.» ايشان فرمودند: «طَلَبُ المَعارِفِ مِن غَيرِ طَريقِنا اَهل البيت مُساوِقَّ لِلأنکارنا و قَد اَقامني الله و انا الحُجّه بنُ الحسن؛ يعني، جست و جوي معارف و شناخت طريق از غير مسير ما اهل بيت طهارت مساوي است با انکار ما و همانا خداوند مرا براي هدايت بشر برپا داشته است و من حجه بن الحسن هستم.» مرحوم اصفهاني (ره) مي گويد: «پس از آن از فلسفه و عرفان بيزاري جستم و تمامي نوشته هاي خود را در اين موارد به رودخانه ريختم و به سوي قرآن و احاديث پيامبر (ص) روي آوردم.»

 

کمک به مردم

در توقيعي شريف، به مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد ابوالحسن اصفهاني (ره) دستور دادند: «اُرخِص نَفسَک وَ اَقبِل مجلِسَک فِي الدِّهليز واقضِ النّاس نحن نَنصُرکُ؛ يعني، خودت را براي مردم ارزان کن! و در دسترس همه قرار بده و محل نشستن خود را در دهليز خانه ات قرار بده تا مردم سريع و آسان با تو ارتباط داشته باشند و حاجت هاي مردم را برآورد، ما ياريت مي کنيم.»(6)

 

توجه به پدر و مادر

در احوالات يکي از محبان و شيعيان آمده که پدر پيري داشت و بسيار به او خدمت مي کرد. ايشان شب هاي چهارشنبه به مسجد سهله مي رفت اما پس از مدتي اين کار را ترک نمود. دليل آن را پرسيدند، گفت چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتم در شب آخر نزديک مغرب تنها به مسجد سهله مي رفتم عرب بياباني را ديدم سوار بر اسب که سه بار به من فرمود: «از پدرت مراقبت کن.» من فهمديم که امام زمان (ع) راضي نيستند من پدرم را بگذرام و به مسجد سهله بروم.(7)

 

توسل به قمر بني هاشم (ع)

از مرحوم آيت الله مرعشي نجفي (ره) نقل شده است که يکي از علماي نجف اشرف که به قم آمده بود مي گفت: «مدتي براي رفع مشکلي به مسجد جمکران مي رفتم و نتيجه نمي گرفتم روزي هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم مولا جان! آيا بد نيست با وجود امام معصوم (ع) به علمدار کربلا قمر بني هاشم (ع) متوسل شوم و او را در نزد خدا شفيع قرار دهم؟!» در حالتي ميان خواب و بيداري امام زمان (ع) فرمودند: «نه تنها بد نيست و ناراحت نمي شوم بلکه شما را راهنمايي مي کنم که چون خواستي از حضرت ابوالفضل العباس (ع) حاجت بخواهي اين چنين بگو: يا أبالغوث ادرکني.»(8)

 

احترام به قرآن

در تشرفي که براي مرحوم حاج شيخ محمدحسن مولوي قندهاري در حرم مطهر ابوالفضل العباس (ع) روي داده است ايشان مي گويد ديدم قرآني روي زمين بر سر راه افتاده است به من فرمودند: «هوشيار باش و به قرآن احترام کن. من خم شم و قرآن را برداشتم و بوسيدم و در قفسه گذاشتم.»(9)

 

خدمت به محرومان

آقاي محمد علي برهاني مي گويد در خرداد 1358 هـ.ق براي رسيدگي به مردم محروم منطقه فريدن رفته بودم. هنگام بازگشت ماشين خراب شد و در بيابان تنها ماندم. ديدم چاره حز توسل به مولايم حضرت صاحب الزمان (ع) نيست، به آن حضرت متوسل شدن و گفتم: «يا اباصالح المهدي! ادرکني.» ناگهان وجود مبارک امام زمان (ع) تشريف آوردند و ضمن بشارت به آمدن وسيله نقليه فرمود: «ما هم اينجا رفت و آمد مي کنيم. شما هم خيلي مأجوريد چون خدمت به محرومين مي کنيد. و اين روش جدّم حضرت علي (ع) است. تا مي توانيد در حدّ تمکّن به اين طبقه خدمت کنيد و دست از اين کار بر نداريد که کار خوبي است.»(10)

 

روضه حضرت ابوالفضل (ع)

در تشرّف آقاي محمد علي فشندي تهراني (ره) پس از اينکه نماز امام حسين (ع) در شب هشتم ذيحجه را به او ياد مي دهند حاج محمد علي مي پرسد: «فردا شب امام زمان (ع) در چادرهاي حجاج مي آيد و به آنان نظر دارد؟» فرمود: «در چادر شما مي آيند چون فردا شب مصيبت عموريم حضرت ابوالفضل (ع) در آن خوانده مي شود.»(11)

 

ايران شيعه، خانه ماست

مرحوم آيت الله ميرزا محمد حسن نائيني (ره) در دوران جنگ جهاني اول و اشغال ايران توسط قواي انگليس و روس خيلي نگران بودند از اين که کشور دوستداران امام زمان (ع) از بين برود و سقوط کند. شبي به امام عصر (ع) متوسل مي شود و در خواب مي بيند ديواري است به شکل نقشه ايران که شکست برداشته و خم شده است و در زير اين ديوار تعدادي زن و بچه نشسته اند و ديوار دارد روي سر آنها خراب مي شود. مرحوم نائيني چون اين صحنه را مي بيند بسيار نگران مي شود و فرياد مي زند: «خدايا، اين وضع به کجا خواهد انجاميد؟» در همين حال مي بيند حضرت ولي عصر (ع) تشريف آوردند و با دست مبارکشان ديوار را که در حال افتادن بود گرفتند و بلند کردند و دوباره سر جايش قرار دادند و فرمودند: «اينجا (ايران شيعه)، خانه ما است. مي شکند، خم مي شود، خطر است ولي ما نمي گذاريم سقوط کند ما نگهش مي داريم.»(12)

 

مواظبت بر قرائت و خواندن قرآن

در تشرّف شيخ محمد حسن مازندراني که به بيماري سل مبتلا بوده است او را شفا مي دهند و به او مي فرمايند: «بر ت باد به مواظبت بر قرائت قرآن.» (13)

 

 

پی نوشتها :

(1)    بحارالانوار ، ج 52 ، ص179

(2)    بحارالانوار ، ج53، ص179

(3)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 251-184

(4)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 261

(5)    کرامات العالمین ،ص118

(6)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 6، ص198

(7)    نجم الثاقب ، ص 284

(8)    توجهات حضرت ولی عصر ، ص 160

(9)    ملاقات با امام زمان (عج) ، 330

(10)شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 113

(11)شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 149

(12)ملاقات با امام عصر (عج) ، ص 137

(13)برکات حضرت ولی عصر (عج) ، 306

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : چهارشنبه 24 دی 1393
نقشه امریکایی از ایران برای خاورمیانه جدید

نیویورک‌تایمز از طرحي خبر داد که طبق آن، پنج‌کشور خاورمیانه به ۱۴کشور تقسیم‌مي‌شوند اما طبق دکترين گاليوريسم، خاورمیانه همان سرزمين 'لی‌لی‌پوت' است که از میان شش گالیور آن يعني ايران، مصر، عربستان، ترکیه، عراق و رژيم اسرائیل، پنج کشور اول باید تجزیه و قطعه‌قطعه شوند و تنها گالیور ششم که اسرائیل است بماند و لی‌لی‌پوت خاورمیانه را مديريت کند.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : سه‌شنبه 23 دی 1393

تعداد صفحات : 39



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران