اصلاح جامعه فرج، يعنى نصرت و پيروزى، و مقصود، پيروزى حکومت عدل علوى بر حکومتهاى کفر و شرک است. بنابراين، انتظار فرج، يعنى انتظار تحقق يافتن اين آرمان بزرگ و جهانى و منتظر حقيقى، کسى است که در حقيقت، خواهان تشکيل چنين حکومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و واقعى است که شخص منتظر، عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد. و گرنه، انتظار فرج، در حد يک ادعا و شعار بىمحتوا خواهد بود. از اينرو، در روايات آمده است که انتظار فرج، خود فرج است؛ زيرا کسى که حقيقتاً منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تأسيس حکومت عدل گستر اوست، زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مىسازد و او انسانى است که حضور و غيبت امام، در نحوه رفتار و سير و سلوکش تفاوتى ندارد و قبل از تشکيل حکومت عدل، او چنين حکومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است. بنابراين، انتظار فرج حقيقى، ريشه در معرفت به حق، عدل، ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مىگردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى، با لفظ و شعار به دست نمىآيد و با بىتفاوتى و بىاعتنايى نسبت به مقدسات دينى و رسالتهاى انسانى، در تعارض و تناقض است. انتظار فرج، داراى ويژگىها و معانى زير است: الف) معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى فضيلت. ب) ايمان به امامت رهبرى الهى و عدالت پيشه. ج) عشق به عدالت و ارزشهاى انسانى. ه) اميد به آيندهاى روشن و نويد بخش. ک) تلاش براى برقرارى حکومتى عدل پيشه و عدل گستر. ح) رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى. خ) داشتن روحيه تعهد و مسؤوليتپذيرى. اين نوع انتظار فرج است که برترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و چنين کسى، هر گاه در زمان غيبت، از دنيا برود، به منزله کسى است که پس از ظهور حضرت حجت عليهالسلام، زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد کرده است.