خواهی آمد

در روزگاری که پر از تنهایی ست،

روزگاری که عشق خالی از زیبایی ست

روزگاری که قلم، اوج یک دانایی ست،

منتظر خواهم ماند که بیایی آن روز

سر راه تو نهم سبدی از نرگس،

بغلی قاصدک و مشتی نور

تا رساند به برت،

انتظار قدمت را که شوم

محو روی مه تو،

و تو خواهی آمد با کوله باری پر عدل

چاشنی اش هم عشق،

و دلم، قلبم را، پر خواهی کرد

از هرچه در آن زیباییست،

و تو خواهی آمد ...

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : چهارشنبه 30 مهر 1393
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران