آرام جانم حسین

با حسین از یا حسین یک نقطه کم دارد ولی

 

با حسین بودن کجا و یا حسین گفتن کجا


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : سه‌شنبه 15 دی 1394
آقا جان،
بچه های ما جوان شدن       جوانهای ما میانسال شدن   
 
میانسالهای ما پیر شدن      پیرهای ما از دنیا رفتند
 
 
ولی حضرت مهدی رو ندیدن.آقا جان، نکنه ما هم مهدی ندیده از دنیا بریم.تعجیل در فرج آقا صلوات/
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : سه‌شنبه 15 دی 1394
داستان
ر زمانهای قدیم یه مرد صابون فروشی بود که خیلی آرزو داشت حضرت مهدی (عج) را از نزدیک ببیند.امام زمان که می دانست این مرد ،دنیا پرست است و به خاطر اینکه به  او ثابت کند عاشق واقعی نیست شخصی را به دنبالش فرستاد.فرستاده آقا نزد مرد صابون فروش رفت و گفت: امام فرموده بیا در فلان مکان تا با ما ملاقات کنی.این دو راهی شدند و در اواسط راه بارون شدیدی شروع به باریدن کرد.مرد صابون فروش رو به فرستاده امام کرد و به او گفت : مقداری از صابونهایم روی پشت بام منزلم است و اگر آنها را بر ندارم خراب می شوند.سلام من را به حضرت برسان و بگو یک روز دیگر به ملاقاتت می آیم.فرستاده حضرت مهدی (عج) رو به مرد صابون فروش کرد و گفت: آقا می دانست که در راه باران می بارد و به من پیغام داده که از تو بپرسم آیا ارزش صابونهایت از دیدار با امام زمانت بیشتر است.نتیجه اخلاقی : قبل از آرزو کردن کارهای مهم کمی بنگریم که آیا آمادگی و ظرفیت آن کار را داریم یا نه 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : سه‌شنبه 15 دی 1394
شرمنده ام مولای من

کارنامه‌ام
پر از تقلب و گناه

خط خطی سیاه

هیچ وقت درسخوان نبوده‌ام ولی
در شب تولدت
مثل کاج
توی طاق نصرت محله کار کرده‌ام
شاخه‌های خشک داربست را
بهار کرده‌ام
راستی دو روز قبل

سرزده به خانه‌ی دل امید - همکلاسی‌ام - سر زدی

ولی چرا

به خانه‌ی حقیر قلب من نیامدی؟

رد شدم، قبول

ولی به من بگو

کی به من اجازه‌ی عبور می‌دهی؟

راستی اگر ببینمت

به من هر چه خواستم می‌دهی؟

کارنامه‌ی مرا

دست راستم می‌دهی؟

نا امید نیستم ولی به خاطر خدا

از کنار نمره‌های زیر ده عبور کن!

ای عصاره گل محمدی!
فصل امتحان سخت ما ظهور کن !

 

               


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : سه‌شنبه 15 دی 1394
آقاجان کجایی؟؟؟؟؟

بیا مسافــــــــــر غـــــــــــریب صحرا ، قشنگتـــــــــرین یوسف زهــــــــــرا

 

گریــــ ه کــن ایـــــن روز و شب ها



aghaye-gharib-1.jpg

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : سه‌شنبه 15 دی 1394
این جمعه هم گذشت
دوباره جمعه گذشت و قنوتِ گریان ماند
 
دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند
 
دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما
 
پس از نیامدنت گوشه ی خیابان ماند
 
شبیه شنبه ی هر هفته پشت پنجره ام
 
و کوچه کوچه شهرم دوباره زندان ماند
 
برای آمدنت چند سال بایستی
 
در این تراکم بی انتهای ویران ماند؟
 
نیامدی که ببینی نگاه منتظرم
 
چه روزها به امید تو زیر باران ماند
 
سکوت آخر حرف من است چون بی تو
 
دوباره حنجره ام زیر بغض پنهان ماند
 
 
الهی به رقیه (س) الهم عجل الولیک الفرج

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : سه‌شنبه 15 دی 1394
یا مهدی ...

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن

گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم

گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم
گفتم که دیدار تو باشد آرزویم

گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن

گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن

گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن

گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان

گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن

گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم

گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن

گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان

گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن

گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم

گفتا که روز وصل را در انتظارم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : سه‌شنبه 15 دی 1394
کی میایی؟؟؟

از فراقت به جواني همگي پير شديم
بي تو از وادي دنيا همگي سير شديم
 
بي خود از حادثه ي عشق تو ديوانه و مست
عاشق کوي تو گشتيم و زمين گير شديم
 
تا که وصفي ز کمان و خم ابروي تو رفت...
در پي ديدن رويت همگي تير شديم
 
از کمان خانه ي زلفت همه بالا رفتيم
در سراشيبي ابروت سرازير شديم

گو گدايان در اين خانه بيايند که ما
از گدايي به در تو همگي مير شديم
 
عاشقان همچو (( رها )) در گرو بند تو اند...
جمله در حلقه ي تو در غل و زنجير شديم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : سه‌شنبه 15 دی 1394
یااباصالح ...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : سه‌شنبه 15 دی 1394
حدیث...

امام صادق(سلام الله علیه):


آن كه به ما ايمان آورد و ما را تصديق كند و منتظر امر [فرج] ما باشد،

همچون كسى است كه زيرپرچم قائم به شهادت برسد.
تأويل الآيات - ص 640


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : awaits-59
تاریخ : چهارشنبه 27 خرداد 1394

تعداد صفحات : 39



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران